شرط تداوم انقلاب

بی تردید مشكل بزرگ كندی دگرگونی نهادهای جامعه ما كه پیش روی انقلاب قرار گرفته، به معنای شكست، افول و یا توقف انقلاب اسلامی نیست، بلكه فقط یك مانع بزرگ است كه باید از آن گذشت.

آنچه با وجود این مانع به خطر افتاده كاهش معنویت دینی است. معنویت صورت‌های گوناگونی دارد و حتی پرداختن به رقص و موسیقی نیز

در نظر بعضی معنویت است! اما معنویت دینی برقراری رابطه آگاهانه و فعالانه با خود و خداوند است. از نظرگاه دینی كسی كه در خودشناسی و خودسازی می كوشد تا هرچه بیشتر به عبودیت پروردگار یكتا روی آورد، سلطه هیچ مستكبری را برنتافته و بر آستانه هیچ قدرتی غیرحق سر فرو نمی آورد.31

بنابراین، معنویت شكوفایی فطرت و اوج خودآگاهی انسان تا معراج خداآگاهی است كه در افكار و رفتار انسان جلوه می كند و ما به این هر دو نیازمندیم; رفتار معنوی كه هنجارهای دینی را در جامعه نهادمند می سازد و افكار معنوی كه دانش لازم برای نهادمندی هنجارهای عالی انقلاب را به دست می دهد.

ضرورت برنامه ریزی برای تولید دانش

چنانچه معنویت دینی در جامعه گسترش یابد دو اثر در پی خواهد داشت: نخست نیاز به دانشی كه این معنویت را از حوزه شخصی به حوزه عمومی و برنامه‌های دولت و اجتماع منقل كند و نهادهای جامعه را متحول سازد; دوم دانشی كه این نیاز را برطرف نماید.

امروز در دانشگاه نظریات برآمده از حیات طبیعی مدرن و پست مدرن غربی رواج دارد و اساساً غیر از آن چیزی یافت نمی شود. كاركرد این علوم هم توجیه نظام استكباری غرب است.

حال چه كسانی این علوم را فرا می گیرند؟ جوانانی كه حقیقت انقلاب را درك نكرده اند و در طول بیش از ده سال برای زندگی در حیات طبیعی آموزش دیده اند. بی تردید گذراندن چند واحد در تاریخ اسلام و معارف و قرآن نمی تواند استعدادهای فطری را شكوفا سازد.

در پایان، نتیجه محصولات نهاد تعلیم و تربیت كه در دو نظام آموزش و پرورش عالی ساخت یافته، جوانان متحیّری است كه به گونه منفعلانه ای در تضاد هنجاری مانده اند. بدون تحول در نظام آموزش و پرورش هیچ تغییری در نظام آموزش عالی به ثمر نخواهد نشست. ما امروز به نیروی روشن فكری متدینی33 نیاز داریم كه بتواند بر اساس اندیشه‌های دینی و مبانی معنوی دانش جدید را فراگرفته و دانشی پاك برای تحقق حیات طیبه تولید كند و این امر زمانی عملی خواهد شد كه دولتمردان از آغاز به تربیت معنوی جوانان همت گمارند و آن‌ها نسبت به ارزش‌های غایی انقلاب و آرمان حیات طیبه كاملا درونی شده باشند. اگر نهاد تعلیم و تربیت هوشمندانه بر اساس دگرگونی‌های انقلابی در نهاد دین تغییر داده شود، خروجی نظام آموزش كشور نیروی روشن فكری متدینی خواهد بود كه می تواند نهاد سیاست و اقتصاد را نیز به طور مناسب دگرگون ساخته و به تضاد هنجاری موجود خاتمه دهد و نویدبخش حیات طیبه باشد.

به منظور تحقق این هدف لازم است كه دولت از استادان و محققان متعهد استمداد طلبد و امكانات لازم را در اختیارشان گذارد تا بتوانند با تولید نظریات مفید نرم افزار لازم برای تحول نهادهای اساسی جامعه را ایجاد كنند و در این فضای فكری جنبش دانشجویی را به منظور نهادینه كردن ارزش‌های غایی انقلاب اسلامی در جامعه رهبری كنند و به این ترتیب خروجی مناسب از نظام آموزشی برآید. همین گروه نخبگان متعهد از محققان و استادان می توانند ساختار آموزش و پرورش را نیز تغییر داده و هرچه اسلامی تر بازسازی كنند. در این میان آنچه مهم تر از هر چیز به نظر می رسد اهمیت دولت در عمل به نظریات تولید شده است. معمولا در دولت‌های گذشته چنین بود كه مدیران عالی رتبه خود را صاحب نظریه دانسته و اندیشه‌های نخبگان منفصل از قدرت را «ناكارا»، «بیرون از گود» و «ایده آلیستی» می انگاشتند. در حالی كه ضرورت تولید دانش اعتماد به نخبگان منفصل از قدرت را كه با فراغت به پژوهش همت گماشته اند، می طلبد. افزون بر اینكه رابطه با مسئولیت و اطلاع از اوضاع جاری در بخش‌های مختلف به منظور هرچه واقع بینانه تر بودن مراحل پژوهش از مسئله یابی تا فرضیه سازی و نوع استدلال‌ها و ارائه الگوهای عملی بسیار مهم و لازم است. بی تردید از این طریق می توان الگویی هرچند كوچك از حكومت و جامعه اسلامی را ساخته و به جهانیان پیشنهاد نمود و آرمان بزرگ صدور انقلاب را به منظور آماده سازی جهان برای حكومت عدل اسلامی تحقق بخشید.

گسیختگی از نظام جهانی

ممكن است این گمان پیش آید كه اگر ما موفق شویم نظام اجتماعی را به طور كلی بر اساس دگرگونی‌های انقلابی در نهاد دین، متحول سازیم بسیاری از مناسبات ما با كشورهای جهان بر هم خورده و به انزوای سیاسی و اقتصادی دچار می شویم و بقای جامعه و حكومت اسلامی در این شرایط محال یا بسیار دشوار خواهد بود.

پاسخ اینكه اگر انقلاب مشروطه به چنین توفیقی دست می یافت این مسئله به راستی مشكل آفرین می شد، ولی امروزه در آغاز هزاره سوم پایه‌های تمدن غرب در اقتصاد و سیاست به شدت سست شده و عصر امام خمینی(قدس سره) با دگرگونی بسیاری از شاخص‌های كامیابی تمدن غرب همراه است.34امروزه متفكّران بزرگ جهان تشنه طرحی تازه و در جستوجوی الگویی دیگر برای زندگی هستند. اگر ایران با اتّكال به خداوند برای تحقق آرمان‌های خود بكوشد تنها نخواهد ماند و با گسستن چندی از اعضای پیكره فرسوده و فرتوت نظام جهانی حیات طبیعی معاصر دیگر این وهم عالم گیر نیز برجا نخواهد بود. و صد البته این مجاهدت دشوار، سهل نیست، اما فرجام آن بسیار نیك و خوشایند است; زیرا در نهایت به آنجا خواهد رسید كه جهان پر از عدل و داد می شود چنان كه از ظلم و جور پر شده است.


مردمی بودن انقلاب

 

    مردمی بودن در انقلاب‏های دیگر هم کم و بیش دیده می‏شود، ولی در انقلاب اسلامی ایران بسیار برجسته‏تر است. در این انقلاب، بیشتر مردم به صحنه آمدند و خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برقراری نظام اسلامی شدند. نظامی، کارگر، کارمند، کشاورز، روحانی، دانشجو و معلم، همه و همه در این انقلاب سهیم بودند. این وجه از مردمی بودن انقلاب شاخص است. در بیشتر انقلاب‏های دیگر، عنصر اصلی مبارزه، نیروهای متشکل حزبی و شبه‏نظامی بودند که از راه جنگ مسلحانه کار را تمام کردند و نقش مردم بیشتر حمایت و پشتیبانی از آنها بود، ولی در انقلاب ما، همه مردم نقش داشتند و در سراسر کشور با یک شدت و قدرت با رژیم پهلوی به مبارزه برخاستند.


بزرگ‏ترین تحول قرن بیستم

 

    با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذار این انقلاب با قیام خود، غرور ملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.

    پیروزی انقلاب اسلامی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک از معیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.


 هدف مشترک

 

    هدف انقلاب اسلامی ایران و جنبش‏های اسلامی معاصر، برچیده شدن فساد، اجرای قوانین اسلام، استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان، و به اهتزاز درآوردن پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان با تکیه بر قدرت الهی و توده‏های مردم است. البته برخی از جنبش‏های سیاسی معاصر، فقط عمل به احکام اسلام را در کشورهای خود می‏خواهند و برخی نیز خواستار تشکیل حکومتی مستقل، بدون تأکید بر شکل اسلامی حکومت هستند.

    بنابراین می‏توان گفت که جنبش‏های اسلامی معاصر، حیات خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند؛ زیرا انقلاب اسلامی به اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آنان را از عزلت و حقارت نجات داد و اسلام را به عنوان تنها راه‏حل برای زندگی سیاسی مسلمانان مطرح ساخت.


جهان‏شمولی

 

    پدیده‏های سیاسی و اجتماعی بزرگ هر جامعه، همچون انقلاب‏های مطرح در تاریخ بشر، بر تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی در خارج از مرزهای خود اثر می‏گذارند. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده بیرون نبوده است؛ به ویژه آنکه با رویکرد عقیدتی خود، از توانمندی تأثیرگذاری به گستره جغرافیایی جهان اسلام برخوردار بود. ویژگی اصلی انقلاب اسلامی، تبلیغ اسلام و اصول اساسی آن است. جهانی بودن انقلاب در گسترش فرهنگ اسلامی و افزایش اقتدار اسلامی جلوه‏گر می‏شود. گسترش انقلاب اسلامی نه تنها حرکتی انقلابی، بلکه وظیفه‏ای دینی به شمار می‏آمد. به همین دلیل در اصل 154 قانون اساسی آمده است: «جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان‏ها در کل جامعه بشری را آرمان خود می‏داند و استقلال، آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‏شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‏های دیگر، از مبارزه حق‏طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت می‏کند».

 

 بازتاب انقلاب نور در جهان

 

    آسیای مرکزی

 

    استاد جمعه علی خان (معاون وقت وزیر فرهنگ قرقیزستان) می‏گوید: «شناخت اولیه ما از انقلاب، بسیار ناچیز بود... ما همین اندازه می‏دانستیم که امام خمینی رحمه‏الله ، شخصیتی سازش‏ناپذیر است که سال‏ها در تبعید زندگی کرده و به چیزی جز پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس حکومت اسلامی رضایت نمی‏دهد».

    مقامات کشورهای تازه استقلال یافته، اعتراف کرده‏اند که با پیام امام خمینی رحمه‏الله به گورباچف، به عمق شخصیت ایشان پی برده و دانسته‏اند امام خمینی رحمه‏الله شخصیتی سیاسی در ردیف دیگر رهبران کشورها نیست. آنها پیام امام را مهم‏ترین و رساترین صدای انقلاب ایران در میان ملت‏های خود می‏دانند.

  

 جنوب شرقی آسیا

 

    احیای اسلام و تأثیر انقلاب در آسیای جنوب شرقی، به شیوه‏های گوناگونی به ویژه در مالزی و اندونزی تجلّی یافته است. از نشانه‏های آشکار این امر، حجاب بسیاری از زنان، توجه هر چه بیشتر مردم به نماز، روزه و دیگر عبادات، برنامه‏های مذهبیِ بیشتر در تلویزیون، استناد به اسلام در سخنرانی‏های سیاست‏مداران و مشارکت بیشتر در سازمان‏های اسلامی بین‏المللی است. نظر عمومی بر این است که انقلاب ایران، تأثیر مهمی بر عناصر آشنا به مذهب در این کشورها داشته است و مسلمانان بیش از پیش هویت خود را شناخته‏اند.

 

  لبنان و فلسطین

 

    حرکت‏های اسلامی در لبنان کاملاً با انقلاب اسلامی ایران در ارتباط هستند. یکی از اساتید دانشگاه لبنان می‏گوید: «در دنیای امروز، هر انسانی باید کسی را بیابد که از طرف او حمایت شود. در این ایام، ترکیه با گرایش به غرب، اسلام را رها

 

کرد و کسی نبود که مسلمانان را حمایت کند. آمریکا و فرانسه و غرب نیز مسیحیان را حمایت می‏کنند. در این برهه می‏بایست کسی اسلام و مسلمین را حمایت می‏کرد. انقلاب اسلامی پیروز شد و مسلمانان لبنان و تمام مظلومان جهان را مورد حمایت خود قرار داد».

    غرب و آمریکا

    تحلیلگران و صاحب‏نظران معتقدند که با آغاز عصر امام خمینی رحمه‏الله ، دین و دین‏داری در همه جهان گسترش یافته و زنده شده است. از این رو، کلیساها جان تازه‏ای گرفتند و حتی مذهبی بودن در اروپا با ارزش تلقی شد. خلاصه اینکه عصر امام خمی11نی رحمه‏الله ، عصر احیای دین و معنویت در جهان معاصر به شمار می‏آید.

    یکی از اندیشمندان اسلامی در این‏باره گفته است: «مهم‏ترین دستاورد حرکت امام خمینی، احیای دین و دین‏گرایی در جهان معاصر بود؛ به گونه‏ای که به برکت این حرکت، نه تنها پیروان دین اسلام، بلکه پیروان دیگر ادیان، از جمله مسیحیت نیز حیاتی دوباره یافته و در نتیجه دین و دین‏گرایی در سایر ملل نیز افزایش یافت».


ماهیت انقلاب كبیر ایران چیست ؟

 

    همان گونه كه نظرات سه گانه در رابطه با انقلابهاى دنیا وجود داشت صاحبان آن نظرات هر كدام كوشش مى كنند كه انقلاب ملت ایران را نیز بـا نـظریه خـود تـطبیق دهند و هر كدام هم براى اثبات مدعاى خود شـواهدى از انـقلاب آورده و مـدعیند كـه انقلاب بـا نظر آنان قابل تـطبیق اسـت یـكى مـدعى اقـتصادى و مادى بودن انقلاب است و دیگرى سیاسى و سومى اعتقادى و ایدئولوژیكى.

    در مـقابل ایـن سـه گـروه گـروهى مـدعى اند كه انقلاب بر خلاف همه انقلابها تك بعدىنبوده بلكه هر سه جهت در آن است لذا با أتلاف و هـمكارى هر سه عامل این انقلاب تحقق پیدا كرده است پس انقلاب مردم ایـران انـقلاب تك عاملى نیست بلكه داراى عوامل سه گانه اقتصادى , سیاسى و عقیدتى است.

    ولـى با دقت بیشتر روشن مى گردد كه هیچیك از این نظرات چهارگانه از جـهتى صحیح نبوده بلكه نظر دیگرى در اینجا صادق است و آن این اسـت كـه انـقلاب مـردم ایران بـه رهبرى امام خمینى ((رحمت الله علیه)) ماهیت اسـلامى دارد و تـك عاملى است اما عاملى كه همه علل و عوامل قبلى را یـكجا در بـرداشته و تامین كننده همه آن جهت ها است زیرا اسلام دیـن جـامع و كـاملى است كه براى تامین سعادت بشر در همه جوانب آنآمـده اسـت و نـمى توان آن را در یـك بعد منحصر دانست آنان كه انـقلاب اسـلامى رامـنحصر در بـعد اقـتصادى یـا سـیاسى یا عقیدتى دانسته اند به یك گوشه و یك بعد آن نگاه كرده اند و از بقیه ابعاد آن غـافل مانده و یا سر به تغافل زده اند لذا پس از پیروزىانقلاب بـراى نـامگذارى آن نـظرات گـوناگون عـرضه شـد ولـى امام خمینى فرمودند كه :

    ((جـمهورى اسـلامى)) نـه یك كلمه زیادتر و نه یك كلمه كمتر زیرا قـرار دادن لـفظدموكراتیك مثلا در كنار اسلامى اهانت به اسلام است چون نشانه آن است كه اسلام مردمى نبوده و در اعطا آزادى ناقص است كه باید با لفظ دموكراتیك آن را جبران نمود.

    بـنابراین وقـتى انقلاب ماهیتى اسلامى داشت قهرا جنبه هاى سیاسى , اقـتصادى واعتقادى نیز در آن تعبیه شده است زیرا مسئله سیاست و اقتصاد و معنویت و اعتقادجز متن اسلام و از دستورات اصلى آن است .

 

بررسى انقلاب از نظر رهبرى

 

    و امـا سـوم , مـسئله رهـبرى است. كدام رهبر و برخاسته از كدام ایـسم و از كـدام قـشر اجتماعى مى توانست محرك این انقلاب باشد و ایـنچنین هـوشیارانه وآگـاهانه موج بیافریند و مردم را به حركت درآورد ؟ احـزاب بـه اصـطلاح مـلى و احزاب چپ و راست هم بودند و رهـبرانى از گـوشه و كـنار سـر درآوردند و شروع به مقاله نوشتن كـردند و سـرو صـدا بـه راه انـداختند و گـوشه و كـنار بـه راه افتادند. كدامیك از این رهبران گروهها بودند كه بتوانند حتى یك صـدم از آن تـظاهرات , از آن اجتماعات , از آن فریادها و از آن شـورها را بـه وجـود آورنـد ؟ و اگـر این رهبرى آگاهانه با این ضـربه هاى گـیج كـننده اى كـه پشت سرهم به دشمن بموقع وارد مى كرد نمى بود , آیا این انقلاب به وجود مىآمد و پیروز مى شد ؟ ایـن تـصمیم گـیریهاى بـموقع رهـبرى عجیب بود. كم و بیش رهبران مـختلف اجـتماعى وحتى رهبران هوشیار مذهبى و انقلابیون مذهبى در داخـل بـودند , هـمه مى گفتند الان موقع فلان تصمیم نیست; چرا آقا الان مـى خواهد دولـت اعـلام كند ؟ چرا وقتى حكومت نظامى ساعت 4/5 اعـلام شـده است آقا مى فرماید اعتنا نكنید و بیرون بروید ؟ مرتب مـى گفتند خـطرناك اسـت , نـمى شود , بـاید قـدرى صبر كرد. واقعا رهـبران هر نوع گرایش سیاسى و اجتماعى , همه صدها قدم عقب بوند , دیـدیم كه امام پشت سر هم ضربه وارد كردند. خیلى جالب بود كه ایـشان بعد از هر ضربه مى فرمود دشمن گیج شده , بگذارید یك ضربه دیـگر بزنیم , باید این ضربه را هم زد. در حالى كه همه مى گفتند خطرناك است.

    اگـر ایـن رهـبرى بـا این هوشیارى نبود كه مى توانستیم این قدرت طـاغوتى را كـه تـجسم كلیه قـدرتهاى اسـتبدادى جـهان بـود و همه نـیروهاى جـاسوسى و قدرتهاى طاغوتى دنیا را براى تحكیم پایه هاى زور و اسـتبداد خود بسیج كرده بود بشكنیم؟ مردم بى سلاح اینچنین در بـرابر ایـن قدرت طاغوتى و شیطانى تاریخ با آن پشتوانه عظیم قـدرتها تـوانستند بـا ایـن رهـبرى بـپاخیزند و دشـمن را از پا درآورنـد. این رهبرى معلوم است كه اصلا یكپارچه تجسم رهبرى الهى و اسلامى است

 

 بازگشت امام خمینى رحمت ‏الله علیه به ایران

 

    با فرار شاه از كشور در 26 دى 1357، انقلاب مردم ایران به رهبرى امام خمینى (رحمت الله علیه) براى پیروزى و ریشه‏كنى نظام استبدادى و شاهنشاهى شتاب گرفت. با ورود آن رهبر فرزانه به ایران، شمارش معكوس سرنگونى رژیم آغاز شد. بختیار و پشتیبانش، امریكا، از پیش به چنین حقیقتى آگاه بودند. بنابراین، درصدد مانع‏تراشى و جلوگیرى از ورود امام برآمدند، ولى با راه‏پیمایى‏هاى گسترده میلیونى و اعتصاب‏هاى پر دامنه مردم معترض و خشمگین روبه‏رو شدند. ازاین‏رو، فرودگاه‏ها كه به دستور بختیار براى جلوگیرى از ورود امام بسته شده بود، باز شد و امام در دوازده بهمن به وطن بازگشت. ورود امام، شمارش معكوس براى نابودى رژیم بود و با پیوستن ارتش به مردم، انقلاب اسلامى در 22 بهمن 1357 به پیروزى رسید.

    جاء الحق و زهق الباطل

 

    هجرت بندگان صداقت‏پیشه خداوند، هماره آغازگر تحولات شگرف و تاریخ‏ساز بوده است. این سنت الهى براى همیشه در دوره‏هاى گوناگون، جارى است و مهاجران الى الله، با هجرت و مجاهدت خویش، راه هدایت را براى مردم مى‏گشایند و هموار مى‏سازند. خداوند، جایگاه دین مردمان را بلندترین مقام نزد خدا قرار مى‏دهد و مى‏فرماید: «آنها كه ایمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جان‏هایشان در راه خدا جهاد كردند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها پیروز رستگارند.» با هجرت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، تاریخ فروزان اسلام رقم خورد. با هجرت امام حسین علیه‏السلام ، تاریخ سرخ شیعه نگاشته شد و در عصر ما نیز با هجرت سلاله نورآگین مردى بزرگ از خاندان عصمت و طهارت، حضرت امام خمینى (رحمت الله علیه) ، آیین ناب نبوى و قیام حیات‏بخش حسینى احیا گشت. خمینى با قدم صدق از ایران خارج شد و با قدم صدق به ایران آمد و مصداق «جاء الحق و زهق الباطل» در عصر ما آشكار شد.

    بازگشت امام

 

    امام خمینى(رحمت الله علیه) از سیزده آبان سال 1342 تا دوازده بهمن سال 1357، یعنى حدود چهارده سال در تبعید و به سر برد و در سال 1343 ابتدا به تركیه و پس از مدتى به عراق تبعید شد و اوقات پایانى دورى از وطن را در فرانسه و در دهكده‏اى به نام نوفل لوشاتو گذراند. نوفل لوشاتو در روزهاى اوج نهضت، به قلب تپنده انقلاب ایران تبدیل شده بود. وقتى امام را به تركیه تبعید مى‏كردند، شاه و امریكا هیچ‏گاه پیش‏بینى نمى‏كردند كه او روزى پیروزمندانه به ایران باز گردد و رژیم شاهنشاهى را از بن بركند.

    پس از خروج شاه در 26 دى 1357، امام در پیامى كوتاه خطاب به خبرگزارى‏هاى جهان اعلام كرد: «خروج شاه از ایران، اولین مرحله پایان یافتن سلطه جنایت‏بار پنجاه ساله رژیم پهلوى مى‏باشد كه به دنبال مبارزات قهرمانانه ملت ایران صورت گرفته است. من این پیروزى را به ملت تبریك مى‏گویم.» همچنین ایشان اعلام كرد كه در اولین فرصت به ایران باز مى‏گردند.

    به تعویق افتادن بازگشت

 

    در حالى كه یاران حضرت امام و مبارزان مذهبى، با وجود تمام نگرانى‏ها در تدارك برگزارى مراسم استقبال باشكوهى از امام بودند، اعلام خبر تصمیم امام براى آمدن، مسئولان و سردمداران رژیم پهلوى را سخت به تكاپو انداخت. آنان كه به شدت از تظاهرات خیابانى مردم بر ضد رژیم پهلوى هراسناك شده بودند، ورود امام را به كشور، پایانى بر تمام امیدهایشان مى‏پنداشتند و یقین داشتند كه در این صورت، طومار سلطنت پهلوى برچیده خواهد شد. بنابراین، درصدد مقابله با ورود امام به كشور یا مانع‏تراشى در برابر تصمیم امام برآمدند. بختیار در مقام نخست‏وزیرى، نقشه‏هاى گوناگونى در سر مى‏پروراند كه انفجار هواپیماى امام یا منحرف كردن مسیر هواپیماى حامل امام و سپس دستگیرى ایشان از آن جمله بود كه هیچ‏یك عملى نشد. تیر آخر او، بستن فرودگاه‏ها به روى هواپیماى امام بود. در حالى كه قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمینى (رحمت الله علیه) را از فرانسه به ایران بیاورد، سازمان هواپیمایى كشور اعلام كرد كه به علت بدى هوا و نبود دید كافى، همه پروازها لغو شده است.

    اعتراض مردم به بسته شدن فرودگاه‏ها

 

    با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه‏ها و جلوگیرى دولت بختیار از ورود حضرت امام به كشور، مردم با تظاهرات و راه‏پیمایى‏هاى خود، به اقدام دولت اعتراض كردند. همه افسران نیروهاى سه‏گانه در پایگاه‏هاى خود در تهران، اصفهان، كرمانشاه، دزفول، همدان و بوشهر اعتصاب كردند و سپس به صفوف تظاهركنندگان معترض پیوستند. در تهران، سیل جمعیت تظاهر كننده به سوى فرودگاه مهرآباد به راه افتادند. روحانیان مبارز سراسر كشور كه براى استقبال از امام به تهران آمده بودند، با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام كردند تا بازگشت امام به كشور به تحصن ادامه خواهند داد. مردم و دانشجویان نیز به جمع تحصین‏كنندگان مى‏پیوستند. فرداى آن روز، مردم در راه‏پیمایى عظیم یك میلیونى به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، در حمایت از امام شعار دادند. در بسیارى از نواحى شهر تهران نیز زد و خوردهاى شدیدى میان نیروهاى انتظامى و تظاهركنندگان روى داد. تیراندازى در نواحى مختلف لحظه‏اى قطع نمى‏شد. خبرگزارى پاریس اعلام كرد یكى از میدان‏هاى شهر، به میدان جنگ شباهت پیدا كرد و تعداد كشته‏ها در پایتخت را سه هزار تن گزارش كرد. روزنامه اطلاعات نوشت: «غرب و جنوب غرب تهران، غرق در شعله‏هاى آتش بود».

    كوتاه آمدن دولت بختیار

 

    در پى تحصن‏ها و تظاهرات خونین مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه‏ها، دولت بختیار عقب‏نشینى كرد و شكست را پذیرفت. بختیار در نهم بهمن ماه اعلام كرد كه فرودگاه مهرآباد امروز باز خواهد شد و هیچ ممانعتى براى ورود امام به كشور وجود ندارد. هیئت دولت در دهم بهمن اعلام كرد كه ورود هواپیماى حامل امام به فرودگاه مهرآباد تهران بدون اشكال است. با اعلام این خبر، كمیته استقبال از امام در پیامى اعلام كرد كه امام خمینى (رحمت الله علیه) در ساعت نه صبح پنج‏شنبه دوازده بهمن در تهران خواهد بود.

    امام خمینى رحمت ‏الله علیه بر فراز آسمان‏ها

 

    شام‏گاه یازده بهمن، هواپیماى امام خمینى (رحمت الله علیه) غرش‏كنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز كرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما به جاى آورد و سپس در طبقه پایین هواپیما استراحت كرد. مهماندار هواپیما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به‏جا آوردند. زمان ورود هواپیما به آسمان ایران، خبرنگارى از امام پرسید: «چه احساسى دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ.» امام هیچ احساسى نداشت؛ چرا كه او فقط بر مبناى تكلیف عمل مى‏كرد. پیروزى و شكست براى او، هر دو زیبا بود. همان‏طور كه شكست، او را ناامید نمى‏كرد، پیروزى نیز احساسات شخصى‏اش را برنمى‏انگیخت.

    پرشكوه‏ترین استقبال تاریخ

 

    در دوازدهم بهمن 1357، پرشكوه‏ترین استقبال تاریخ جلوه‏گر شد. این روز یكى از ماندگارترین روزهاى تاریخ معاصر ایران است و شور و شوق مردم در آن وصف‏ناپذیر بود. عده زیادى از مردم، خود را به تهران رسانده بودند تا در مراسم استقبال از امام شركت كنند. تقریبا در ساعت شش صبح، خیابان‏ها سرشار از جمعیت بود. اول صبح، میلیون‏ها نفر در دو طرف خیابان‏هاى مسیر امام خمینى (رحمت الله علیه) ایستاده بودند و پنجاه هزار نیروى انتظامى مردمى مشغول منظم كردن آنها بودند. مردم با تاق نصرت و گل، خیابان‏ها را تزیین كردند و در قلب استقبال‏كنندگان، دریایى از اضطراب و شادى موج مى‏زد. در ساعت نه و سى دقیقه صبح، محبوب ملت و پرچم‏دار آزادى به وطن برگشت. چند لحظه پس از گشوده شدن در خروجى هواپیما، امام در حالى كه دستشان در دست مهماندار فرانسوى بود، در مقابل دیدگان مشتاقان ظاهر شد. همه اشك شادى مى‏ریختند. فریاد «اللّه‏ اكبر» به هوا برخاست. در میان نشاط و هیجان و ازدحام، امام وارد صحن فرودگاه شد و پس از شنیدن آیات قرآن كریم، پیام محبت‏آمیز فداییان خود را كه از اعماق جان هر ایرانى برمى‏آمد، از زبان گروه سرود شنید:

    امام خمینى رحمت ‏الله علیه در فرودگاه مهرآباد

 

    امام خمینى (رحمت الله علیه) در فرودگاه مهرآباد پس از شنیدن پیام ملت، سخنانى ایراد فرمود. ایشان ابتدا از تمام اقشار ملت از پیر و جوان، روحانى و كسبه، قاضى و وكیل، كارمند و كارگر و كشاورز كه در راه رسیدن به پیروزى رنج و مصیبت دیدند و ثابت‏قدم ماندند، صمیمانه تشكر كرد. ایشان در بخشى از سخنان خود، تلاش‏هاى محمد رضا را براى بازگشت به ایران و حفظ سلطنت، ناكام خواند و تلاش‏هاى آنان را به دست و پا زدن براى حفظ سلطنت تعبیر كرد. امام در این سخنان با بیان رمز پیروزى فرمود: «ما باید از همه طبقات ملت تشكر كنیم كه این پیروزى تا اینجا به واسطه وحدت كلمه بوده است. وحدت كلمه مسلمین، همه، وحدت كلمه اقلیت‏هاى مذهبى با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمى، وحدت روحانى و جناح سیاسى. ما باید همه این رمز را بفهمیم كه وحدت كلمه، رمز پیروزى است و این رمز پیروزى را از دست ندهیم».

    امام خمینى رحمت ‏الله علیه در بهشت زهرا

 

    بهشت زهرا، نخستین جایى بود كه امام خمینى (رحمت الله علیه) پس از بازگشت به وطن به آنجا رفت و با پاس‏داشت مقام شهیدان و خواندن فاتحه، سخن‏رانى تاریخى خود را در آنجا ایراد كرد. در میان ازدحام جمعیت شش میلیون نفرى استقبال كننده و مشتاق زیارت امام، انتقال ایشان تا بهشت زهرا به سختى صورت گرفت. همه منتظر بودند ببینند امام خمینى (رحمت الله علیه) چه برنامه‏اى را اعلام مى‏كند. امام در سخن‏رانى خود، ابتدا از ایثار و تلاش مردم تشكر كرد و به آنان براى از دست داده‏شان تسلیت گفت. سپس رژیم سلطنتى را غیرعقلانى شمرد و رژیم پهلوى را تحمیلى و غیر قانونى اعلام كرد. دولت بختیار را نیز به دلیل غیر قانونى بودن مجلس شورا و سنا، نامشروع دانست. آن‏گاه ارتش را نصیحت كرد و از بعضى نظامیانى كه به ملت پیوسته بودند، قدردانى كرد. اوج سخنان امام خمینى (رحمت الله علیه) كه احساسات مردم را به شدت برانگیخت، این جمله بود: «من دولت تعیین مى‏كنم. من تو دهن این دولت مى‏زنم. من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مى‏كنم.» چند روزى بیش نگذشته بود كه امام به وعده خود عمل كرد و دولت انتقالى با تصویب شوراى انقلاب به مردم معرفى شد.



نویسنده : سجاد رضایی



نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391 ساعت 08:15 ب.ظ | آخرین ویرایش در - ساعت -